۲۹ شهریور ۱۴۰۰ - 2021 20 Sep
#
#
اخبار اقتصادی بورس

صعود شاخص بورس معیار رونق نیست

صعود شاخص بورس معیار رونق نیست
کد: 11601   تاریخ انتشار :۲۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۲۵

اساسا بورس ما به دنبال چیست ؟قرار است چه خط و مشی را دنبال کند؟ چرا شاخص بورس در مرحله ای سقوط و در برهه زمانی دیگر سیر صعودی را طی می کند؟ این نماگر اقتصادی با چه رویکردی همراه است؟   به گزارش TSEpress اینها محورهای بحث ما در میزگرد این شماره "بازار سرمایه "است که توسط سه تن از اساتید و کارشناسان خبره این حوزه مورد بررسی قرار گرفت. آقایان غلامحسین دوانی عضو شورای راهبردی مؤسسه حسابرسی و خدمات مدیریت دایا رهیافت و شورایعالی عالی انجمن حسابداران خبره ،قاسم محسنی رئیس کمیته برنامه ریزی، سیاست گذاری و مدیریت سازمان بورس، محمد حسن نژاد عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در این میزگرد شرکت داشتند که نتیجه این گفتگو را در ادامه می خوانید.     به چه علت بورس و بازار سرمایه ما وضعیت ثابتی ندارد؟ محسنی: اساساً ثبات و تغییر قیمت در بورس معنا ندارد و این نوسانات طبیعی است. نمونه این تغییرات را ما در بورس های دیگر دنیا هم شاهد بودیم. در بورس تهران سال 2008 و 2009 نمونه این افت و خیز شدید را تجربه کردیم که نمونه آن در سال 1929 در آمریکا هم اتفاق افتاده است. البته برخی از آن رویدادها متأثر از بحران های اقتصادی جوامع بود؛ اما در نهایت بورس ها از وقایع اقتصادی دستخوش تغییر می شوند. اگر بورس ها بتوانند آن نوسانات را به گونه ای کاهش دهند که همگام با رشد اقتصادی باشد این نشان می دهد که بورس کار خود را به خوبی انجام می دهد. شاید سوال را این گونه طرح کنم که در اقتصاد ما، چه اتفاقی روی داده است که ما شاهد میزان افت و خیز شدید در شاخص بورس هستیم؟ دوانی: در ادامه صحبت آقای محسنی بنده به این سؤال پاسخ می دهم که اقتصاد ما شدیداً دچار مشکل است و به تبع آن هم بورس واکنش نشان می دهد. و این واکنش ها کاملا طبیعی است. بورس آینه اقتصاد است و مشکلات اقتصادی خود را در این آینه نشان می دهد. اینکه در یک مقطعی شاخص بورس بدون توجه به مؤلفه های اقتصادی رو به جلو حرکت می کند جزء استثنائاتی است که بعد آن ناچار است به حالت اول برگردد. اگر شما به موضوع افزایش شاخص های ابتدای سال اشاره دارید شاید همان زمان هم ما به رسانه ها تذکر دادیم که این افزایش شاخص مقطعی است اما همه سهامدارها انتظار داشتند این افزایش تداوم داشته باشد و این بود که در پی آن تبعاتی را هم به دنبال داشت. در مجموع بازار بورس یک بازار ریسکی است. ما یک توقع کاذبی از بورس داریم که تصور می کنیم شاخص هر روز باید افزایش داشته باشد، در حالیکه در هیچ جای دنیا این طور نیست؛ شاخص ها نوسان دارند و در شرایط عادی این نوسان معقولانه است و در شرایط بحرانی هم ممکن است تا صددرصد نوساناتی رخ دهد و همه اینها طبیعی است و بازار واکنش اقتصادی خود را نمایان می کند. حسن نژاد: بنده در مقابل فرمایش آقای دوانی باید این را بگویم که تمام اتفاقاتی که در بورس رخ داده است بی دلیل نبوده و پشت تمام این تغییرات، تحلیل وجود دارد. اتفاقا بازار بسیار عاقل است و با نمودارها و اطلاعات آماری هم می توان این موضوع را فهمید. در سال 91 که یکباره دلار گران شد، خود به خود فروش ها بر اساس دلار انجام می شد، در نتیجه سود بیشتر، شاخص بورس هم مقداری رشد کرد در حالیکه اقتصاد رشد منفی داشت. در دولت یازدهم که صحبت از تعاملات با دنیا ، رفع تحریم ها ،اقتصاد آزاد و... مطرح شد و به دلیل انتظار بازار از این تغییر و تحولات، شاخص روند خوبی را طی کرد و این حرکت رو به جلو تا زمانی بود که قرار شد در آبان 93 مذاکرات با توافق به امضا برسد اما همین که زمان مذاکرات 6 ماه به عقب افتاد بازار واکنش منفی خود را نشان داد و شاخص ها شروع به افت کردند. بازار به دنبال بهانه بود تا پیش واکنشی را پس بدهد؛ یعنی آن افزایش گذشته مقطعی بود. در آن زمان دلایل متعددی مطرح شد از قبیل اینکه خوراک پتروشیمی بهانه شد، در حالیکه شاخص ها یک دلیلی برای افزایش و کاهش قیمت دارند و بر مبنای اقتصاد باید در یک میزانی قرار بگیرند و اگر بیش از این مقدار باشد قطعاً دلایلی دارد. این افزایش های اخیر پیش واکنش بازار در قبال رویدادها بود. ما از این نوسانات نباید به این استدلال برسیم که شاخص مریض است یا فعال نیست و دائم بپرسیم که چرا سازمان بورس کاری نمی کند. اقتصاد ما 2 تا 3 درصد رشد اقتصادی داشته است مدتی دلار بین 3000 تا 3300 تومان ثابت بوده است، در مورد سکه و طلا هم این ثبات وجود دارد و به اعتقاد بنده شاخص هم به ثبات رسیده است. پس اگر همه چیز در شرایط ثبات است چرا سازمان بورس صندوق های حمایتی را به وجود آورده تا به اصطلاح خود بخواهد بورس را تکانی دهد، چون به زعم سازمان بورس این شرایط حاکم عادی نبوده بنابراین باید با ابزارهای دیگری به کمک بورس رفت و آن را به شرایط مطلوب رساند. حسن نژاد: بحث صندوق ها برای بالا بردن شاخص ها نبود. این صندوق ها برای کمک به سهامداران خرد ایجاد شدند؛ به عنوان مثال اگر شخصی با 10 میلیون تومان وارد بورس شده و ضرر می کند این صندوق به کمک او می آید تا به حق خود برسد. آیا درست است بگوییم این صندوق ها به نوعی در بازار وارد شده اند و با دخالت در بازار می خواهند مانع از ورشکستگی سهامدار شوند؟ حسن نژاد: این اشتباه است که بگوییم در بازار دخالت می کند. ما می گوییم نماد اقتصاد آزاد، بورس است؛ یعنی بر مبنای عرضه و تقاضا است. حالا اگر بیاییم یک عرضه ساختگی ایجاد کنیم که با روح بازار همخوانی ندارد دچار خطا شده ایم. اگر ما توانستیم از بیرون به بازار سرمایه فشار وارد کنیم پس چگونه شخصی در بازار با پیکان آمده و با بنز از بازار خارج شده است؟ مگر چنین چیزی می شود. در اقتصاد آزاد، بازار تعیین می کند و هیچ دخالتی وجود ندارد و این مساعدت ها هیچ مشابهتی به دخالت در بازار ندارد. اما نکته دیگر اینکه نگاه ما به شاخص یک نگاه اشتباهی است؛ وظیفه بورس شاخص نیست، وظیفه بورس تأمین سرمایه است. دوانی: بورس شاخص را بیش از حد نمادین کرده است که در این سال ها مردم فکر می کنند مسئولین بورس متولی شاخص هستند. متأسفانه در برخی مقاطع این طور شده است، حتی مدیران بورس به جای اینکه بیایند عملکرد خود را توضییح بدهند شاخص را ملاک قرار دادند؛ در حالیکه خود این بازار را دچار مشکل کرده است. اگر آقای حسن نژاد می گوید بورس یعنی بازار آزاد، این بدان معنا است که در بازار آزاد دولت هیچ نقشی ندارد. در حالیکه دولت در کنار منابع مالی که ارائه می دهد مسلم است که در تصمیم گیری ها وارد می شود و هیئت مدیره بورس را تعیین می کند و اساساً به بازیگران بورس هم توجهی نمی کند، زیرا آن هم به دنبال منافع و سود آوری خود است. نکته دیگر اینکه ما یک اشتباه تاریخی را درباره بازار سرمایه مرتکب شدیم به عبارتی آمدیم بازار بورس را به افراد، کوتاه مدت تعریف کردیم. مثلاً اگر در دوره ای شخص پیکان سوار، بنز سوار شد همه تصورشان بر این شد که در کوتاه مدت هم می شود از طریق بورس به سود رسید، درحالیکه بازار بورس یک بازار بلند مدت است و این فرمول در تمام دنیا یکسان است؛ ولی در ایران اساسا کوتاه مدت تلقی می شود. مشارکت مردم در بازار سهام یعنی اینکه بنده با این سرمایه گذاری امروز بتوانم نسل بعد از خودم را به سودآوری برسانم. صندوق های سرمایه گذاری که در کانادا وجود دارد و بنده از نزدیک در جریان فعالیت آنها قرار دارم، مشارکت کنندگان آن اصلاً نگران افت شاخص بورس نیستند چون وقتی منحنی بورس را از 10 سال گذشته تاکنون ترسیم می کنند می بینند که کاملا شاخص رو به جلو حرکت کرده است و این روند در کشور ما هم مصداق دارد. اگر شاخص بورس را از سال 1369 تا الان در نظر بگیریم در مجموع شاخص پایینی نداشتیم. بنابراین نباید معیار ها را بر اساس شاخص لحظه ای در نظر بگیریم بلکه باید یک روندی را در بلند مدت محاسبه کنیم. این درک غلط که بورس باید در کوتاه مدت رشد کند و سهامدار را به سود برساند از کجا ناشی شده است؟ از سازمان بورس؟ چون خود سازمان بورس هم به نظر در زمینه رکود و رونق بورس در حال انجام کارهایی است تا بتواند جلوی ضرر، از جمله سهامدار را بگیرد. آیا این کمک ها از جانب سازمان بورس این تفکر را اشاعه نمی دهد که بورس باید در کوتاه مدت رونق داشته باشد؟ محسنی: بنده که به مدت 9 سال در پست مدیریتی سازمان بورس هستم هیچگاه در سازمان بورس و فرابورس نشنیده ام که بگویند افزایش شاخص نشان دهند عملکرد است. اینکه گفته می شود چرا شاخص بالا یا پایین رفته است اینها استدلالاتی است که از بیرون در بازار سرمایه گفته می شود انتظاراتی که سرمایه داران و مسئولان دولتی داشتند. اما در گزارش ها ازجمله گزارش وضعیت بازار ملاک و معیار شاخص بوده است؟ بر فرض گفته شده سود شرکت یک مقدار بالا یا پایین رفته است و شاخص به فلان رقم رسیده است یعنی بورس هم در گزارشات خودش شاخص زدایی نکرده است. دلیل شما در این زمینه چیست؟ محسنی: من از طرف سازمان بورس صحبت می کنم. اگر شما به گزارش عملکرد بورس نگاه کنید در ارائه وضعیت متغیر های بازار گزارش می کند که شاخص این رقم بوده و نسبت به مدت مشابه سال گذشته چنین رقمی شده است؛ یعنی مدیران سازمان بورس معتقدند و گفته اند بالارفتن و پایین آمدن شاخص نشان دهنده عملکرد بازار نیست. اما به نظر من اینکه گفته می شود شاخص ملاک عملکرد بورس است، این را بیشتر مطبوعات دامن می زنند. مگر سازمان بورس چه قدر برد رسانه ای دارد؟ این را باید رسانه ها به مردم اطلاع رسانی کنند و بیایند فرهنگ سازی کنند که سرمایه گذار در بورس نباید نگاه کوتاه مدت داشته باشد. این فرهنگ را سازمان بورس ایجاد نکرده بلکه فرهنگ و نوع این نگرش به بازار سرمایه وارد شده است و ما معتقدیم این باید اصلاح شود. دوانی: مردم به دلیل نبود امنیت اقتصادی نمی توانند به بلند مدت فکر کنند. همواره معتقدند از فرصت فعلی استفاده کنند چون ممکن است با کوچک ترین تغییر همه چیز عوض شود؛ بنابراین همه در کوتاه مدت بیشترین بازدهی را می خواهند حتی اگر این بازدهی با منافع دیگران مغایرت داشته باشد.بورس اگر دغدغه فرهنگ سازی مشارکت مردم در بازارسرمایه را دارد، باید این موضوع را از کتاب های درسی دوران دبیرستان شروع می کرد و سرفصل خاصی را از طریق هماهنگی با وزارت علوم در مدارس و دبیرستان تعیین می کرد تا مشوق مردم به مشارکت در بازار سرمایه می شد در غیر اینصورت همه می دانند که چه کسی پنیر من را برده است!   آقای محسنی آیا بهتر نبود سازمان بورس در این زمینه مدیریت کند؟ زیرا سازمان بورس حداقل الفبای این کار را می داند. محسنی: انجام کار فرهنگی در کوتاه مدت خوب است اما هزینه بر است. باید رسانه ها در این زمینه به سازمان کمک کنند. در حال حاضر اگر سازمان بورس بخواهد یک تیزر تبلیغاتی به صدا و سیما برای این فرهنگ سازی بدهد باید متضمن صرف هزینه بسیار زیادی شود. مگر بودجه سازمان چه قدر است که بخواهد برای این فرهنگ سازی اقتصادی وارد شود در حالیکه مطبوعات و صداو سیما برای این وظیفه مهم باید اطلاع رسانی کنند. به نظر شما مشکلات بورس در کجا است و راه حل آن چیست ؟ محسنی: مسئله مهم در بورس ما این است که هنوز ساختارهای مقررات و تفکرات ما از حالت دولتی خارج نشده است. ما اگر می خواهیم سهام را آزاد کنیم و بخواهیم بر اساس بازار آزاد وارد معاملات شویم باید بخشی از قیمت مواد اولیه شرکت های پذیرفته شده در بورس را آزاد کنیم. نفت و گاز و برق از جمله حوزه هایی در بورس هستند که انحصار آنها دولتی است که در خیلی از صنایع استفاده می شود؛ اینها باید در بازار آزاد قیمت گذاری شوند. ما انتظار داریم همانند سیاست اصل 44 قانون اساسی که برای اجرا ابلاغ شد، تمام بازارها باید با هم به طور هماهنگ کارکنند. بنابراین اگر بیاییم بخشی از مواد اولیه را بر اساس تصمیم گیری دولتی قیمت گذاری کنیم رد این صورت بقیه بخش ها آسیب می بینند. در نتیجه با انحصار دولتی عده ای متضرر و عده ای منتفع می شوند. آن عده ای که متضرر می شوند با لابی گری می آیند آن فرمول ها را تغییر می دهند و متأسفانه آن تغییرات وارد سیستم اقتصاد می شود و سرمایه گذار را متضرر می کند. کوتاه نگری از بازار سرمایه ناشی از همین تفکر است. در نتیجه باید محصولات تولیدی، مواد اولیه و حتی نیروی انسانی بر اساس عرضه و تقاضا بازار تعیین شود و دولت در این زمینه ها تأثیر گذار نباشد. ما نمی توانیم سهام شرکت ها را بر اساس بازار آزاد قیمت گذاری کنیم و بقیه را بدون حمایت رها کنیم؛ لذا باید همه اینها به سمت بازار آزاد همسو شود. قیمت ها بر اساس رقابت تعیین شود و تا زمانی که انحصار دولتی حاکم باشد وضع به همین منوال خواهد بود. دوانی: البته بنده در مورد آزاد سازی اقتصاد یک نظر خاصی دارم. اینکه ما تا به حال نتوانستیم سیاست آزاد سازی را پیاده کنیم بخشی از آن به ساختار نظام کشور برمی گردد. ما یک نظام دو لایه شامل حکومت و دولت داریم. حکومت ما که خصوصی نمی شود؛ خیلی از وزرا ما که در حال حاضر در پست وزارت هستند از کسانی بوده اند که از بازار آزاد و بازیگران بازار حمایت می کردند، مانند آقای مهندس بیژن زنگنه وزیر نفت فعلی. اما همین آقای زنگنه الان بر قیمت گذاری خوراک پالایشگاه ها و پتروشیمی اصرار دارد زیرا در مقام وزیر باید پاسخگوی تصمیمات خود باشد و حاضر نیست قیمت خوراک را به ثمن بخش تحویل کارخانجات خصوصی بدهد که من هم با این سیاست کاملاً موافقم. فراموش نکنیم نظام با دولت فرق دارد؛ نظام متعهد و متولی کلیه آحاد شهروندان است، در حالیکه دولت ممکن است بنا به دلایلی دنبال بازار آزاد و حمایت از بازار سرمایه باشد ولی به خاطر منافع ملی و حمایت از تولیدات داخلی واردات تولیدات خارجی را ممنوع و یا تعرفه سنگین در نظر می گیرد تا از تولید داخلی حمایت کند. شما تصور کنید اگر هیوندا به راحتی وارد کشور شود آیا از آن به بعد شرکت های خودرو ساز داخلی می تواند محصولات فعلی را با این قیمت ها تولید کنند؟ از طرفی هم نمی توانیم بگوییم یک بخشی آزاد و بخش دیگری انحصاری باشد این تعادل را به هم می زند. از طرفی بستن همه مشکلات به اینکه چون اقتصاد دولتی است پس لاجرم باید خصوصی شود، از اساس نادرست است زیرا بخشی از مشکلات مبنی بر نظام الیگارشی بنگاهداری و فقدان شایسته سالاری و نبود پاسخگوئی است. بارها اتفاق افتاده است که ما هزینه مدیریتی فراوانی را پرداخت کردیم به آن دلیل که می خواستیم روش آزمون خطا را بکار ببریم و یا بلد نبودیم کاری را انجام دهیم. به عنوان مثال چرا من به عنوان مصرف کننده و شهروند باید هزینه نادرست سویچینگ برق را به وزارت نیرو پرداخت کنم؟ وزارت نیرو یک سویچینگ چینی خریده است که هر 6 ماه از کار می افتد و از مدار خارج می شود و مصرف کننده هزینه آن را پرداخت می کند. به عبارت واضح تر ما حتی در مدیریت اقتصاد دولتی هم دچار مشکل هستیم؛ مگر بهترین حمل و نقل دنیا مربوط به کانادا و دانمارک نیست در حالیکه این ساختار حمل و نقل دولتی اداره می شود. بحث من این است که ما در ساختار دولتی هم مشکل داریم. نمونه های اینها در بورس زیاد است بسیاری از مدیران پتروشیمی، مدیران طرح ها بودند که به سمت مدیرعاملی درآمدند. این افراد ایده و طرح خوب ارائه می دهند ولی یک طراح که نمی تواند مدیرعامل شود. بنابراین مدیریت دولتی هم اگر به درستی انتخاب شود مشکلات امروز را نخواهد داشت.   محسنی: آقای دوانی بنده از شما سوالی دارم اگر تعرفه را از صنعت خودرو برداریم که ورشکست می شوند اگر حمایت دولت نبود آیا این صنایع می توانست تا به اینجا رشد کند؟ اصلا ما نمی توانستیم در زمینه خودرو حرفی بزنیم. در دنیا دولت ها توسعه ساز هستند و موظفند تا بخش های دیگر را حمایت کنند؛ ولی حمایت ، نه اینکه انحصار ایجاد کنند. دوانی: اتفاقاً من هم معتقدم دولت ها عامل و مجری اصلی توسعه پایدار به ویژه در کشورهایی نظیر ایران اند و بخش خصوصی ما اساساً قید و بند توسعه ندارد. بنابراین من نقش دولت را صرفاً ارشاد نمی دانم و با نظارت فعال و حتی کنترل در مواقعی که لازم باشد موافقم. البته حتی آنها که مرتباً شعار خصوصی سازی می دهند هرگاه سود کم شود فریاد وادولت سر می دهند؛ مثل همین الان که برخی فعالان بازار رسماً اظهار می دارند دولت از طریق بانک ها بیاید سهام آقایان را جمع آوری کند تا ضرر نکنند. اما همین دولت اگر بخواهد کنترل بازار رابیشتر کند شعار می دهند اقتصاد دولتی سم است !   حسن نژاد: مشکل این است که اقتصاد ما مریض است. زمانی که در دانشگاه ، درس پولی و مالی می دادم به دانشجو ها می گفتم که اقتصاد را مانند یک گاو تصور کنید که درآمد ها خوراک این گاو است و رشد اقتصادی گوشت و پوست و پرواری بودن آن است. وقتی به گاو فقط به جای یونجه، کاه می دهید این گاو از داخل ضعیف می شود. در زمانی که ما نفت 8 دلار فروختیم مردم مشکل اقتصادی داشتند. نفت را 150 دلار هم فروختیم باز هم مردم مشکل اقتصادی داشتند. بنابراین این درآمدها به کجا می رود که به دست مردم نمی رسد؟ الان بیشتر در مورد دلایل آن توضیح می دهم. ما در کجای دنیا این رویه را داریم که 20 سال پشت سرهم تورم و نرخ سود دو رقمی باشد؟ اصلاً چنین چیزی شدنی نیست و این مشکل است و تا زمانی که این موضوع حل نشود بورس ما، که قسمت مهم اقتصاد است این گونه عمل می کند. شما بخش صنعت پتروشیمی ها را ملاحظه کنید؛ همه دعواها بر سر 20 سنت یا 7 سنت است. ما آمدیم به پالایشگاه ها گفتیم اصلا به شما گاز نمی فروشیم مگر شما با ترکیه چه فرقی دارید؟ چه طوری می شود که نفت مال ماست اما بهترین پالایشگاه ها در خارج از ایران است؟ چه طور می شود که سنگ آهن را ما به چینی ها می دهیم و آن هم سنگ آهن را با آن حجم به کشورش می برد و با گاز گران ذوب می کند و بعد روی کشتی می گذارد و اینجا به ما می فروشد آن هم به قیمتی که کمتر از قیمت ذوب آهن ماست. در حالیکه ذوب آهن با قیمت یارانه ای سنگ آهن را دریافت می کند. باید این موضوعات را تک به تک بررسی کنیم و اگر قرار است حمایت کنیم در حمایت ها هم ساماندهی ترتیب دهیم. یکی دیگر از موضوعات مورد توجه در بورس بحث تأمین سرمایه است. از 200 هزار میلیارد تومان تشکیل سرمایه که البته 100 هزار میلیارد آن از طریق وام تأمین می شود، نزدیک به 10 تا 20 هزار میلیارد در بورس تأمین سرمایه می شود؛ ما این موضوعات را رها کردیم. ما هنوز متوجه نشدیم که بورس جای چه کسانی است. مگر نمی گوییم بورس بازار ریسکی است، پس چرا بازار بورس را با وام ها و دارایی غیر ریسکی مخلوط می کنیم. این بورس ما که فوق ریسکی است پس به چه دلیل از کارگزار اعتبار می گیریم تا به مردم و سهامدار اعتبار بدهیم. آن هم برای تعداد سهامدار خردی که تعداد آنها به 700 نفر هم نمی رسد. در حالیکه 7 میلیون نفر را رها کردیم. موضوع اصلی این است که کدام پول باید وارد بورس شود. این پول چه قدر خواب دارد. آیا قرار است به محض اینکه من سهم خریدم همان روز سود کنم؟ و اگر سودآور نبودم به زمین و زمان بدو بیراه بگویم و یا به دنبال مقصر بگردم؟! دوانی: نکته ای که باید عرض کنم یکی از موارد سقوط بورس است که به دولت معطوف می شود. چرا دولت از منابع من شهروند به سهامدار اعتبار می دهد؟ مالیات را از من می گیرد و به جای اینکه به من خدمات بدهد تا بتوانم وام بگیرم به من نمی دهد اما آن را در قالب اعتبار به سهامدار می دهد که ورشکسته نشود. هزاران زوج دم بخت برای یک وام ازدواج باید شنل ضد گلوله و کفش آهنین پا کنند و از این بانک به آن بانک بروند، در حالیکه میلیاردها تومان به خرید سهام اعتباری تخصیص یافت که بیشتر آن هم سهم عده ای خاص شد. به اعتقاد بنده این کار بیشترین فساد را ایجاد کرد زیرا برخی از این منابع در جای اصلی خود خرج نشده است، به طوری که می گویند برخی از اعتبارات برای جایی که نوشته شده مصرف هم نشده است. محسنی: این صحت ندارد؛ زیرا بر اساس دستورالعمل قاطعانه اعلام می شود که اعتبار نوشته شده در خرید سهام صرف شده است. البته شاید قبل تر ها نمونه ای باشد که سازمان بورس برخورد کرده و تا مرحله لغو کارگزاری هم پیش رفته است، اما با نظارت سازمان این موضوعات قابل پی گیری است. البته قانون دست این اتفاق را بسته است زیرا بر اساس دستورالعمل، هر سهمی را که می خرید باید 40 درصد آن را پرداخت کنید و آن سهم فریز می شود تا زمانی که کل آن را تسویه کنید؛ در واقع این 40 درصد وثیقه اعتبار است و اگر کسی بخواهد اعتباری سهم بخرد خودش هم باید آورده داشته باشد. همانطور که در صحبت ها مطرح شد بحث کمبود تامین مالی ها است که این منابع در جای خودش مصرف نمی شود و یا حتی در پروژه ها منابع در جای خود مصرف نمی شود. آیا نظارت خاصی در این مورد وجود ندارد؟ محسنی: سازوکار سازمان بورس و اوراق بهادار نظارت بر این بخش ها است و اگر کسی یا شرکتی اطلاع دارد که پولی برای جایی و یا پروژه ای از طریق انتشار اوراق بهادار تأمین شده اما در جای دیگری خرج شده است، به سازمان اعلام کند تا از طریق سیستم های نظارتی سازمان بررسی شود. اینکه چرا حجم تامین مالی ها کم است باید گفت که از 40 و چند سال پیش هنوز بورس ما نتوانسته است جایگاه خود را پیدا کند و البته بحث مفصلی هم دارد. اما در مورد برخی اوراقی که تازه تاسیس شده است باید گفت که اینها نیازمند معرفی بیشتر هستند تا به سرمایه گذاران و شرکت ها معرفی شوند و در شرایطی قرار بگیرد که اوراق بهادار و سرمایه گذار شرایط ریسک آن را بپذیرند.   حسن نژاد: اول اینکه بازار سرمایه ما یک بازار نوپا و جدید است و دوم اینکه دریافت وام و رسیدن به پول از بانک راحت تر از بازار سهام است. ما ابزار متنوعی در بازار سهام نداریم که بتوانیم تأمین مالی کنیم که در این مورد باید کار شود تا شرکت ها با هزینه کمتری بتوانند از بورس تأمین مالی کنند. با وجود بانک ها ما بازار موازی بورس را در اختیار داریم با سود 25 درصد؛ برای هرکس فرقی نمی کند آن بازاری که راحت تر باشد انتخاب می کند. متاسفانه همه حوزه های اقتصادی هماهنگ با هم پیش نمی رود؛ بانک مرکزی سود 25 درصد را در نظر می گیرد بدون ملاحظه اینکه در بازار مسکن و بورس تا چه حد تأثیر می گذارد و شرط آن هم ایجاد نهاد مالی مشخص در همه بخش های اقتصادی است تا هر نوع برنامه ریزی را بتواند از این بازارکنترل کند.

نظرات(0)

شما هم میتوانید اولین نظر خود را ثبت نمایید.


Notice: Undefined variable: user_ID in /home/tsepress/public_html/wp-content/themes/tsepress-theme/comments.php on line 70