#
#
اخبار اقتصادی بورس

اژدها بیدار می شود

اژدها بیدار می شود
کد: 1014   تاریخ انتشار :۶ دی ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۰۶

به گزارش TSEpress فرید محمدی تحلیلگر ارشد  بازار سرمایه در تحلیلی به بررسی و تحلیل اقتصاد  قاره اسیا پرداخته است این تحلیلدر بخشهای مختلف تهیه شده. TSEpress اولین قسمت این پژوهش  که به بررسی اقتصاد شرق اسیا می پردازد  را منتشر می کند :

  • در سال 2012 آژانس های اطلاعاتی آمریکا پیش بینی کردند که آسیا بزودی وزن بیشتری در جهان نسبت به هر زمان دیگری از سال 1750 دست پیدا خواهد کرد و در سال 2030 آسیا از نظر GDP، اندازه جمعیت، مخارج نظامی و هزینه ها و سرمایه گذاری های تکنولوژیکی از آمریکای شمالی و اروپای متحد جلو میزند و طوری در این مورد صحبت میکنند که انگار نوعی نتیجه گیری قبلی است[1].(نسخه پی دی اف در ضمیمه)
  • اما در واقع پیش زمینه اکثر افراد بر خلاف لحن پیش بینی انجام شده، آسیا را مکانی متشنج می دانند و صلح، این سنگ بنای رشد اقتصادی که در 20 سال گذشته دائما توسط چین، همسایگانش و گروه های مسلحی که در منطقه شکل میگیرند تهدید میشده و همین باعث تغییر الگوهای سرمایه گذاری از چین تا ژاپن می شود، کار و سرمایه دو عاملی که رشد اقتصادی را از خود متاثر می کند نیز تحت این شرایط تغییر می کند. دستمزدها در ژاپن، چین، کره جنوبی، تایوان بزودی به اوج خواهند رسید و یا در وضعیتی هستند که پس از رشدی که کردند در حال کاهش می باشند. بانک های چینی و هندی بدلیل اعتبارسنجی نامناسبی که داشتند هزینه سرمایه بالاتری خواهد داشت و بزودی نرخ های بهره شان افزایش پیدا خواهد کرد.
  • رشد این قاره دردسرهای زیادی هم ایجاد کرده است، رشدی سریع و نامتعادل، برای مثال آسیا 45% خودروهای سوخت فسیلی(سهم بیشتری در آلودگی هوا دارند) را تولید می کند اما با این حال تنها مالک 10% بزرگترین برندهای این زمینه می باشد(چارت 1)
  • در کنار مطرح شدن نام کشورهای آسیایی، طبقه متوسط نسبتا زیاد این کشورها طالب آرامش بیشتر، فساد کمتر و سلامت بیشتر می باشند.اقتصاددانان معتقدند که چین و برخی از مناطق جنوب شرق آسیا گرفتار تله طبقه متوسط میگردند[2] و با موسسات ناتوان در رقابت در بازارهای با ارزش افزوده بالا و خلاقیت کم، روند توسعه شروع به کند شدن می کند و انتظار چرخش های دردناکی در سرمایه گذاران ایجاد میکند. در سه سال اخیر سهام شرکت های آسیایی 40% تاخیر در کسب بازدهی داشته اند نسبت به بازار آمریکا و معمولا هم دلیل آن شرکت های بالغ[3] بوده است. زمانی که شرکت علی بابا، فعال در زمینه اینترنتی، در آمریکا عرضه شد، ارزش بازار آن از کل صنایع فولاد چین بالاتر بود و این موضوع خود مهمترین دلیل ناامیدی مدیران صندوق های سرمایه گذاری در چین است که نمیتوانند شرکت های در حال رشد[4] به تعداد کافی برای جذب سرمایه های خود پیدا کنند.
  • علیرغم تمام دودستگی عادی سیاسی موجود درآسیا، اما از نظر اقتصادی این منطقه از متحدتر شده است. حدود 54% از تبادلات تجاری این قاره درون منطقه ای بوده که این میزان در سال 1990، کمی بیشتر از 25% بوده است. طرفین این تبادلات رو به گسترش ژاپن، تایوان، کره جنوبی و البته چین است.همین زنجیره تامین بهم فشرده است که شرکت های چند ملیتی را به کارخانجات چینی ارتباط داده است و البته کم کم تایلند، مالزی و ویتنام نیز به این خوشه صنعتی ملحق میشوند که به این خوشه صنعتی بزرگ اصطلاحا میگن Factory Asia. البته هند و اندونزی هم دوست دارن که داخل بازی بشن.
  • در حال حاضر آسیا فقط یه اقتصاد بزرگ نیست بلکه بسیار هم متنوع است، از کشور ثروتمند و سالخورده ژاپن بگیر تا چین که البته فقیر تر بوده و تقریبا هم سن و سال ژاپن و کشور به مراتب فقیر تر و جوان تر هند و اندونزی و در نهایت کشورهایی مثل میانمار که تازه تازه بعد از دهه ها از فضای خفقان سیاسی رها شده.
  • تمام رهبران این کشورها مشتاق تغییرند ولی نقاط شروع متفاوتشون باعث تفاوت چلنج هاشون شده، رئیس جمهور زی جین پینگ بازارو میخواد مصرفو دوست داره دوست داره نوآوری بشه و ازون مهمتر قانون بزرگترین نقشو تو جامعه چین داشته باشه اما نخست وزیر شینزو آبه دنبال یه راهی میگرده تا برعکس تورمو(deflation) تو کشورش کاهش بده و ترکیب دموگرافیک جمعیت رو هم عوض کنه. نخست وزیر نارندرا مودی که اردیبهشت 93 انتخاب شدن و آقای جوکو ویدودو که در تیر 93، رئیس جمهور اندونزی شدن دنبال این هستند که کشورشون رو در روند صنعتی شدن یه پله بندازن جلو واسه همین دنبال بهبود زیرساخت ها و جذب مشاغل بیشتر در کارخانه ها هستند. این کار برای این کشورها بسیار سخت تر از زمانی بود که کره جنوبی، تایوان و چین به دنبال جذب این چنین مشاغل بودند چون الان بیشتر کارها نه به مهارت زیاد بلکه به ربات های هوشمند نیازمنده.
  • بزرگترین شرکتهای آسیا:
  1. پترو چاینا (219 میلیارد دلار)(انرژی)
  2. ICBC بانک تجاری چین (196 میلیارد دلار)(مالی)
  3. سامسونگ (193 میلیارد دلار)(تکنولوژی)
  4. تویوتا (191 میلیارد دلار)(اتومبیل)
  5. چاینا موبایل (190 میلیارد دلار)(ارتباطات)
  6. بانک مسکن چین (171 میلیارد دلار)(مالی)
  7. علی بابا (168 میلیارد دلار)(اینترنت)
  8. بانک کشاورزی چین (126 میلیارد دلار) (مالی)
  9. بانک چین (118 میلیارد دلار)(مالی)
  10. Tencent هلدینگ چینی که در تفریحات مشغوله (118 میلیارد دلار)(اینترنت)
  11. TSMC شرکت سازنده نیمه هادی تایوان (101 میلیارد دلار)(انرژی)
  12. Sinopec شرکت پتروشیمی چینی (96 میلیارد دلار)(انرژی)
  13. Softbank شرکت نرم افزاری ارتباطاتی (92 میلیارد دلار)(ارتباطات)
  14. گروه میتسوبیشی (79 میلیارد دلار)(مالی)
  15. شرکت نفتی CNOOC (73 میلیارد دلار)(انرژی)
  16. تاتا موتورز هند (72 میلیارد دلار)(تکنولوژی)
  17. شرکت موبایلی DOCOMO (71 میلیارد دلار)(ارتباطات)
  • اقتصاددانان و سیاسمتداران ممکن است تصور کنند که آنها هستند که اقتصاد کشورهایشان را هدایت می کنند اما در این مورد شرکت ها هم مهم هستند در واقع این سونی و تویاتا (و البته سایر شرکت های ژاپنی) بودند که در سالهای 1960 تا 80 میلادی با فرهنگ سازمانی پیشروی خود کشورشان را ثروتمند کردند و یا در دهه 1970 این شرکت های کره ای بودند که با ادغام های خود شرکت های ثروت آفرینی چون هیوندای و سامسونگ را بوجود آوردند و از 1990به این طرف این شرکت های تکنولوژی محور هندی بودند که این کشور را قادر ساخت تا موفق به بالانس کردن تراز پرداخت های ارزی خود کند.
  • از سال 2000 به بعد تمایل شرکت های چند ملیتی غرب به بازارهای آسیا هم باعث افزایش رقابت شرکت ها شده و هم مصرف را افزایش داده است. در این موضوع اما اکونومیست معتقده که این شرکت ها به آسیا شکل خواهند داد، اما چلنج هایی که دارند باید با 5 تا مگاترند خودشون را سازگار کنند:
  1. فضای نامساعد سیاسی
  2. تغییر دموگرافیک آسیا و افزایش هزینه های کارگری که نمونه بارزش چین است، این موضوع هر دوی چیزهایی رو که تولید میکند و تولید میشود را متاثر میکند.این همان چیزی است که شرکت های ژاپنی و کره ای را نگران کرده است که نکنه چین بخواد تو زنجیره ارزش تولیدی خود تغییر ایجاد کند و هند و اندونزی اتفاقا مشتاقانه منتظر همچین فضایی هستند که چین نفوذ خود را در صنایع کارگر محور کاهش دهد
  3. میل شدیدی که در جوامع آسیایی بوجود آمده برای مصرف کالاهای با کیفی بیشتر و محیط مرفه تر که این همان اشتیاق طبقه متوسطی است که قبلا هم بهش اشاره شد.
  4. اینترنت هم مشکل دیگر آسیاست، شرکت های نابالغ در زمینه لجستیک و توزیع که یکباره و بصورت مستقیم از مرحله پیش از صنعتی شدن به مرحله اینترنتی رشد کنند.
  5. و مهمترین عامل بسیاری از شرکت های آسیایی با رقابت فشرده ای روبرو هستند که البته این رویارویی توام با ساده انگاری هایی است که مثلا ما توان روبرو شدن با آن را داریم و البته در نظر بگیریم که هجوم سرمایه گذاران غربی به این کشورها دیگر تمام شده است. تعبیر خودشون اینه که دوره gold rush تموم شده. اما مشتریانی که در این منطقه برند و کیفیت این کالاها رو چشیده اند به این راحتی سمت داخلی ها نمی روند.
  • پس سوال اینه که آیا آسیا و شرکت های تجاری اون میتونن از پس این چند تا چلنج بر بیان یا نه؟ اگه قرار بود 20 سال پیش به این سوال پاسخ داده بشه، جوابش حتما نه بود ولی الان اینطور نیست بعد از بحران مالی سال 1997 و 98 میلادی آسیا، این شرکت ها بعد بحران قویتر شدن، الان 27% ارزش مارکت سرمایه داری دنیا رو شرکت های آسیایی تشکیل میدهند که نسبت به بیست درصد 10 سال پیش یه رشد خوب محسوب میشه، الانم بزرگترین شرکت های آسیایی با همتاهای غربیشون از نظر اندازه هیچ اختلافی ندارند، درآمد سامسونگ تفاوت چشمگیری با اپل ندارد، فولکس واگن و تویوتا تقریبا هم اندازن، پتروچاینا بیشتر از اکزون موبیل سرمایه گذاری میکنه، برخی از شرکت های هندی در زمینه تکنولوژی و داروسازی در کلاس جهانی فعالیت میکنند، شرکت های تکنولوژی محور آسیا 12% ارزش افزوده کل تولید شده در این منطقه را در اختیار دارندکه نسبت به 1994 که 6% بوده دو برابر شده، شرکت های دارایی محور کم کم در حال محو شدنن، در سال 2000، 11 هزار شرکت در بورس های آسیا عرضه اولیه شدند و این تعداد به 25 هزار شرکت متقاضی برای عرضه اولیه در بورس در سال 2014 رسیده و بیشتر شغل های بوجودآمده در این قاره توسط کمپانی هایی است که کوچیکن و تشنه اعتبار، جالبه بدونین که 40% شرکت هایی که مارکتشون کمتر از 2 میلیارد دلاره در این قاره هستند، که تعداد زیادشون خارج از بورس هستند، چین 41 میلیون شرکت کوچیک داره در ژاپن وجود این شرکت ها برای حیات کمپانی های غول آساشون ضروریه و این تعداد در هند به 45 میلیون میرسه که تولیداتشون از یانک(کالسکه های چینی که بجای اسب، آدما جابجاش میکنن!!) گرفته تا لباس مخصوص ژاپنی رو شامل میشه، اما آمار صادرات این کشورها رو شرکت های بزرگشون بالا میبرن برای مثال در کره جنوبی، سامسونگ الکترونیک 17% کل صادرات و در هند شرکت رلاینس(همون توکل خودمون!!) 14% صادرات این کشورو تشکیل میده.
  • علاوه بر اون شرکت های آسیای دیسیپلین های مالی خوبی هم دارن، اگه ژاپن را در نظر نگیریم بازده حقوق صاحبان سهام متوسط شرکت های آسیایی از دوره اوجشون در 2007 که 17% بوده به 13% در 2007 رسیده که البته تفاوت زیادی با شرکت های غربی داره ولی همچنان قابل قبوله، این شرکت ها ترازنامه های قابل قبولی هم دارند که البته بعد از بحران مالی 97 و 98 محتاط تر شدند و تمایل کشورهایی مثل کره جنوبی برای اخذ وام های ارزی بسیار کاهش پیدا کرده، دو دهه تورم منفی هم در ژاپن باعث شده که شرکتهای ژاپنی در بانک گلدمن ساکس 750 میلیارد دلار سپرده خالص داشته باشند این حرفو کتی ماتسویی از گلدمن ساکس میزنه(Kathy Matsui)
  • در بحث حکومت داری هم تغییرات خوبی رخ داده در این کشورها البته بغیر از ژاپن، سنگاپور و هنگ کنگ هنوز هم فساد در این قاره زیاده ولی خوب در تلاشن که سیستم حسابداریشون رو به نرم های جهانی نزدیک کنن، سیستم بانکی در کره جنوبی سابق بر بحران مالی 97 بسیار نزدیک بوده به صنعتش و سیاستش تشویق شرکت ها به اخذ وام بوده ولی بعد بحران این رابطه کمی تعدیل شده در این کشورها بورس هم به شفافیت کمک کرده و حداقل شرکت های غربی دوتا چیزو میتونن از این شرکت ها یاد بگیرند و اون نگاه بلند مدت در سرمایه گذاری و دریافتی مدیران ارشدشونه.
  • شرکت های آسیایی از چهار چیز رنج میبرند یکی سکتور میکسشونه( سهم زیادی از ارزش افزوده تولیدی متعلق به دارایی محور هاست) دومی برندینگشونه سومی کمبود ابتکار و چهارمی کم بودن وجهه بین المللیشون. مثال بارزش رو هم میشه در آیفون دید، این گوشی تمام تشکیلاتش تو چین سرهم میشه ولی سهم چین از ارزش افزوده تولید شده یک بیستمه و عمده این ارزش افزوده متعلق به آمریکا، کره جنوبی و ژاپنه. در مورد برندینگ هم از 100 برند معروف دنیا که توسط اینتربرند رتبه بنده میشه فقط 10 تاش آسیاییه که همه اش تو ژاپن و کره جنوبیه. خوب این موضوع قدرت چانه زنی اونها رو در قیمت گذاری از بین میبره.
  • اما در مورد ابتکار و نوآوری، تو نگاه اول با این آماری که الان اشاره بهش میکنم آدم فکر میکنه اتفاقا نوآوری نقطه قوت آسیاست چرا! 41% تمام پتنت های 2012 متعلق به آسیاست که فقط 3906 تاش متعلق به شرکت ZTE ایه، 29% کل هزینه های تحقیق و توسعه در این سال متعلق به آسیاست اما همه اینا اون چیزی نیست که به نظر میرسه، به این ترکیب توجه کنید High-end manufacuring بله شرکت هایی که محصول نهایی های تک میسازن، تعداد کمی از این شرکت ها تو آسیاست، به این گفته آقای زی گوها(Xi Gouhua) مدیرعامل چاینا موبیل توجه کنید که میگه:" چیزی که مهمه تکنولوژی های تک اصلیه(core) که آمریکاییها اصلا از بابتش نگران نیستن، همین الانشم 82% از محصولات های تکی که از چین صادر میشن توس شرکت های خارجی ساخته میشن".
  • نکته بعدی در مورد پتنت ها اینه که یه جوری میشه فهمید فردی که اینو ثبت کرده چقدر براش مهم بوده این اختراع که بره اونو تو خارج از کشور خودشم ثبت کنه، بین سالهای 2005 تا 2009 تنها 5% پتنت هایی که تو چین ثبت شده، ثبت بین المللی هم شده در صورتی که این رقم در آمریکا، 27% و در اروپا 40% بوده تو بازه زمانی مذکور.
  • و آخریش که ضعف بین المللیشه اینه که از 100 بزرگ آسیا تنها 30% فروششون خارج از مرز آسیاست در صورتی که 100 بزرگ آمریکا 50% اشون تو 2014 خارج از مرز آمریکا بوده.
  • همین ها باعث شده که کشورهای آسیایی بدنبال الگوهای اقتصادی جدید هستند اون چیزی که در 20 سال گذشته بهشون کمک کرده مطمئنا در 20 سال آینده به دردشون نمیخوره.
منابع

  http://abcnews.go.com/blogs/politics/2012/12/u-s-intelligence-china-economy-to-surpass-u-s-by-2030/

  Middle-income trap is a theorized economic development situation, where a country which attains a certain income (due to given advantages) will get stuck at that level.

  Old economy firms or companies with declining rates.

 New economy firms

نظرات(0)

شما هم میتوانید اولین نظر خود را ثبت نمایید.


Notice: Undefined variable: user_ID in /home/tsepress/public_html/wp-content/themes/tsepress-theme/comments.php on line 70