واگرایی شاخصها
به گزارش
TSEpress به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد همانطور که اشاره شد، طی معاملات روز گذشته در حالی شاخص بورس با رشد مواجه شد که تنها شاخص ۱۰ صنعت مثبت شده بود و شاخص کل هموزن با افت محسوسی روبهرو شد. در سال جاری این چهارمین بار است که شاخص کل بورس در حالی صعود میکند که شاخص کل هموزن نزولی است، اما اولین بار است که انحراف این دو شاخص تا این اندازه بزرگ میشود. مدتها بود که خبری از تلاش برای مثبت جلوه دادن بازار سهام به چشم نمیخورد. روز گذشته نمادهای بزرگ و اثرگذاری مانند «وامید»، «کگل»، «کچاد» و «بفجر» مورد حمایت چند کد حقوقی قرار گرفتند و با رشد قیمت پایانی باعث رشد شاخص کل شدند، اگرچه این حمایتها از جنس معاملات بلوکی در نمادهای عادی (اقدامی که پیشتر برای کمک به شاخص کل صورت میگرفت) نبود.
حمایتهای حقوقی در نمادهایی مانند «شپدیس»، «کچاد» و «کگل» میتواند با این منطق صورت گرفته باشد که استنباط حقوقیها از روند قیمتهای جهانی در آینده مثبت است، اما حمایت در نمادی مانند «بفجر» که میانگین معاملات روزانه آن حدود ۳۰۰ هزار سهم است، حجم مبنای ۶/ ۱ میلیون سهمی دارد وکوچکترین ارتباطی با قیمتهای جهانی ندارد، آن هم با حجم ۳ میلیون سهمی تا حدودی نشان از انگیزههای سیاسی برای مثبت کردن شاخص بورس دارد. این در حالی است که تجربه ثابت کرده چنین حمایتهایی نه تنها باعث بهبود قیمتها نمیشود، بلکه برای فعالان حقیقی بازار به مثابه یک سیگنال خروج در نظر گرفته میشود. به عبارت دقیقتر اشخاص حقیقی که در سالهای اخیر نقش تعیینکنندهای در معاملات بازار سهام داشتهاند، جایی که حس کنند بازار به حمایت محتاج شده است، اقدام به خروج از بازار میکنند. با این تفاسیر میتوان ادعا کرد که به رغم مثبت شدن شاخص کل در معاملات دیروز بورس و با توجه به افت ۸/ ۰ درصدی شاخص کل هموزن، بورس در روز گذشته با ریزشی معنادار مواجه بوده است.
دلایل ریزش بازار
پیشتر در گزارشهای «دنیای اقتصاد» اشاره شده بود که رشدهای اخیر بازار که از ابتدای سال آغاز شده بود، مبنای بنیادین چندانی نداشت، اگرچه در ابتدای سال با توجه به قرارگیری قیمتهای جهانی در سطوح بالا و ریزش قیمتهای سهام در انتهای سال گذشته، رشد نسبی بازار موردانتظار بود، اما شاید کمتر تحلیلگری ادامه رشد قیمتها به ویژه در تکسهمها و شرکتهای کوچک را پیشبینی میکرد. تنها دلیل محتملی که بورس تهران را در مسیری صعودی قرار داد، ورود نقدینگی جدید به بازار سهام و هیجان پیش از انتخابات بود. در ادامه نیز از آنجا که مبنای بنیادینی برای رشد شاخصهای بورس وجود نداشت، انتظار میرفت که قیمت سهام با کوچکترین محرکی رو به نزول بگذارد. سیر نزولی قیمتها در روزهای اخیر با بهانه افت قیمتهای جهانی صورت گرفته است، اما به جرأت میتوان ادعا کرد که این موضوع مبنای اصلی ریزش قیمتها نیست. در ماههای ابتدایی سال، قیمتهای جهانی نفت و سایر کالاهای اساسی واسطهای در ثبات قرار داشت. از طرف دیگر، در آن برهه قیمت سهام شرکتهای وابسته به قیمتهای جهانی نیز افت و خیز محسوسی را تجربه نمیکرد. اغلب، سهمهایی رشد میکردند که ارتباط ویژهای به قیمت جهانی نفت و نه سایر قیمتهای جهانی نداشتند. در واقع آنچه باعث شد قیمتها رو به صعود بگذارند، ورود نقدینگی جدید به بهانه انتخابات ریاست جمهوری بود. گذشته از این باور غلط (که بارها در گزارشهای «دنیای اقتصاد» مورد اشاره قرار گرفته است) مبنی بر آنکه انتخابات میتواند دلیلی معقول برای تغییر روندهای قیمتی سهام در بازههای کوتاهمدت باشد، تا زمانی که بهبود خاصی در سودآوری شرکتها یا دستکم چشمانداز برای بهبود عملکرد شرکتها وجود نداشته باشد، هر رشد قیمتی در بازار سهام را میتوان متاثر از هیجان یا انگیزههای سفتهبازانه تلقی کرد. برای مثال در این مدت میتوان به نمادهایی از قبیل «چکاوه»، «چکاپا»، «اپرداز» و «آپ» و... اشاره کرد که بدون وقوع رخدادی قابل توجه سقفهای تاریخی قیمتی خود را شکستند. در چنین شرایطی، کوچکترین تلنگری میتواند به منزله بزنگاه آغاز روند تخلیه حبابهای قیمتی محسوب شود. افت نسبی قیمتهای جهانی در روزهای گذشته اگرچه میتواند روی سودآوری شرکتهای وابسته به قیمتهای جهانی تاثیرگذار باشد، اما بهطور قطع نباید کلیت بازار را منفی کند، مگر آنکه انگیزهای دیگر در پس پرده افت قیمتها وجود داشته باشد.
اختلاط بیم و امید انتخاباتی و سفتهبازی
در شرایط فعلی به نظر میرسد روند کلی بازار را استنباط فعالان بورس از نتیجه انتخابات رقم میزند. اگر فرض شود که تداوم دولت فعلی و ادامه مسیر فعلی اقتصاد برای بازار سهام و سهامداران مطلوبتر است (چرا که ثبات سیاستهای اقتصادی میتواند فضا را برای تصمیمگیری سرمایهگذاران شفاف کند)، با افت و خیز شانس دولت فعلی برای برنده شدن در انتخابات شاخص بورس نیز دچار افت و خیز میشود.
از سیر معاملات بورس تهران در هفتههای اخیر چنین به نظر میرسد که فعالان بازار از ابتدا شانس برنده شدن حسن روحانی در انتخابات را بالاتر میدانستند. حالا با پرهیجانتر شدن کارزار انتخاباتی، سرمایهگذاران بورسی به نتیجه رسیدهاند که شانس سایر نامزدهای انتخاباتی نیز برای برنده شدن در انتخابات چندان پایین نیست. با این وجود به نظر میرسد بازار سهام، درست مثل جامعه، هنوز به جمعبندی خاصی درباره انتخابات ریاست جمهوری نرسیده است. اگر دولت فعلی نتواند در دوره بعدی ریاستجمهوری تداوم یابد، ممکن است ابهاماتی در مورد آینده برجام بهوجود آید. در چنین حالتی اولین گروه بورسی که مورد تهدید قرار میگیرد، همان گروهی است که پس از اجرایی شدن برجام بیشترین رشد را نشان داد. چنانچه قراردادهای خودروسازان با شرکای خارجی در دولت بعدی دچار اشکال شود، امیدهای سهامداران به این گروه کاهش خواهد یافت. این درحالی است که گروه خودرویی طی معاملات روز گذشته با اقبال سرمایهگذاران و شکلگیری صفهای خرید مواجه شد.
گروه خودرویی در روزهای اخیر با افت قیمت سهام مواجه بوده است و نمادهایی مانند «خودرو» و «خساپا» به کفهای کوتاهمدت خود رسیدهاند. همین موضوع نیز سبب شد که خریداران سهام برای ورود به این نمادها علاقه نشان دهند. بنابراین، میتوان چنین استنباط کرد که در روزهای باقیمانده تا انتخابات ریاستجمهوری عملکرد نامزدهای انتخابات در جذب آرا و همچنین روشهای سفتهبازانه در بازار نمود بیشتری خواهد یافت.